الگوی تدریس بارش مغزی

 

روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقيت به عنوان روش تدريس حل خلاق مسائل معرفی شده است و يافته های پژوهشی زيادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند.

آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسيله ای برای يادآوری مفاهيم و اصول مورد نياز برای حل مساله به ياد گيرندگان کمک می کند.  بارش مغزی در تدريس و يادگيری کارکردهای مفيدی نشان می دهد و به تسهيل برقراری ارتباط بين راه حل ها و ايده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می يابد، انتقاد و ايرادگيری کاهش می يابد، حمايت اجتماعی افزوده می شود و توانايی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعيين شده، افزايش و بهبود می يابد. يعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخيره شده در حافظه بلند مدت خود را بازيابی کرده و برای حل مساله به کار گيرد. روش تدريس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق ياری می رساند. اين روش اعتماد به نفس فراگيران را افزايش داده و باعث می شود تا فراگيران به يک خودباوری مثبتی نايل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترين حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمينان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانايی هايمان برای انجام عملی خاص نمی توانيم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقيت به انجام برسانيم. همچنين کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ايجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ايجاد اين گونه فضا در محيط کلاس نياز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و يا کتابخانه مدارس برای اين کار می تواند فضای خوبی باشد.

 

راهبردهای حل مسئله

 

1) رسم یک شکل (یا یک تصویر کلی)

2) تنظیم جدول نظام دار

3) حذف حالت های نامطلوب

4) الگویابی

5) حدس و آزمایش

6) زیر مسئله ها (مسئله های درون مسئله)

 7) مسئله ی ساده تر و مرتبط با مسئله ی اصلی

8) جبر (روش جبری)

     

ادامه نوشته

يادگيري اكتشافي

برونر یکی از روانشناسان آمریکاست که در زمینه یادگیری شناختی بویژه درباره فعالیت آموزشی و کلاس به فعالیت و تحقیقی پرداخته است. برونز طی سالها سعی می کرد تا تحقیقاتش را طوری جلو برد که جوابگوی این سوال باشد که چگونه می‌توان بهتر و بیشتر آموخت نه این که صرفا به تشریح و توصیف یادگیری بپردازد. بلکه باید فرد را با مسئله روبرو کند تا خود به کشف بپردازد.

ادامه نوشته